به ترديد مي‌افكند! من به سهم خود آن را نه‌تنها به خاطر اطاعتم‌، بلكه به خاطر موهبت ويژه‌ام با آغوش باز مي‌پذيرم‌؛ چون حتي آن موسيقي عاميانه و مي‌خانه‌اي كه شخصي را سرمست و ديگري را ديوانه مي‌سازد، حالت عميقي از سرسپردگي و مكاشفه را درباره‌ٴ ((آن نغمه آفرين‌ِ نخستين‌)) [يعني خداوند] در من پديد مي‌آورد)).1
نصيرالدين طوسي و قطب‌الدين شيرازي رهبران مكتب مراغه‌، رساله‌هايي در موسيقي‌ نوشتند، ولي بزرگ‌ترين موسيقيدان نظري آن عصر (نه فقط در اسلام‌، بلكه در همه جا) ايراني‌ِ ديگري بود به نام صَفي‌ّالدين [اُرْمَوي‌] كه از بنيانگذاران گام ((سيستماتيست‌))2 به‌شمار مي‌رود، به‌صورتي كه گويند كامل‌ترين ابداع در نوع خود بود.

17. تعادل مايعات و علم هيدروليك‌. مسلمانان به مكانيك ارشميدسي و هلنيستي توجه زيادي‌ داشتند. كاربرد اصل ارشميدس در اندازه‌گيري چگالي‌ها برايشان توجه‌خاطري فراهم ساخت كه‌ به گمانم‌، قسمتي از آن به خاطر تعيين وزن مخصوص سنگ‌ها و فلزات قيمتي بود. اين موضوع‌، دست‌كم‌، از نيمه‌ٴ سده‌ٴ نهم به بعد، مورد بررسي آنان قرار گرفت‌. سند بن علي‌، رازي‌، بيروني‌، ابن‌سينا، عمر خيام‌، مظفر اسفُزاري‌، سموئيل بن عباس‌، هر يك بدان توجهي مبذول كردند، ولي‌ رساله‌اي كه ملاك اعتبار واقع شد تأليف عبدالرحمن خازني بود. مسلماً كتاب ميزان‌الحكمه كه او در 1121، نوشت يكي از رساله‌هاي مهم فيزيك در قرون وسطاست‌. اين رساله حاوي‌ جدول‌هاي وزن مخصوص مايعات و جامدات و موضوع‌ها و نظريه‌هاي فيزيكي گوناگون‌است‌.
در زمينه‌ٴ هيدروليك چندان مطلب قابل ذكري نيست‌. مي‌دانيم كه عُرْضي‌، معمار شامي‌، پيش از رفتن به مراغه (حدود 1259) در دمشق برخي كارهاي هيدروليكي انجام داد، ولي نوع‌ آنها مشخص نيست‌.3 از طرف ديگر از روي شواهد مكتوب و باستان‌شناسي مي‌دانيم كه در شام‌، چرخاب‌هاي استادانه‌اي به كار برده مي‌شد. برخي از آنها را قيصر بن ابوالقاسم (1251) بر روي‌ نهرالعاصي ساخته بود. نواعير (جمع ناعوره به معني دولاب و چرخاب‌) انطاكيه و حتي بيش از


1 .دانكن ب‌. مكدونالد آن را در مقاله‌اش به نام ((مذهب احساساتي در اسلام آن‌چنان كه از موسيقي و آواز تأثير مي‌پذيرد)) نقل كرده و آن شامل ترجمه‌ٴ بابي از احيأ علوم‌الدين و غيره است‌. (مجله‌ٴ انجمن سلطنتي آسيا، ص 195 - 252؛ 705 - 748، 1901؛ ص 1 - 28، 1902؛ ص 196 را ببينيد).
2 . بر  اساس نظريه‌هاي صفي‌الدين‌، هر پرده در موسيقي ايراني به دو ليما و يك كوما تقسيم مي‌شده است‌. بدين‌ترتيب‌، اگر در هر پرده سه جزء وجود داشته‌ باشد، از پنج پرده‌ٴ موجود در فاصله‌ٴ يك اكتاو 15 پرده به‌دست مي‌آيد، و با دو نيم‌پرده‌، در مجموع 17 فاصله در يك اكتاو پديد مي‌آيد. اين روش به ((گام‌ سيستماتيست‌)) معروف شده كه احتمالاً صفي‌الدين مبتكر آن بوده است‌. هر چند برخي از صاحب‌نظران بر آن‌اند كه آثاري از اين روش را در موسيقي عهد ساساني‌، مي‌توان يافت‌. -- و.
3 .او به وسيله‌ٴ ابزاري به نام اَفَطين‌(؟) سطح آبگير را براي جدا شدن آب طراز كرد.
111 13, ,Isis ؛1928 Erlangen 112, ,"Die Instrumente der Sternwarte zu Maragha" ,H. j. Seemann